کوروش نفسمکوروش نفسم، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

قشنگ ترین نفس دنیا

نقاشی کردن کوروش در حمام - 7 آذر 92

عشق مامانی خیلی دوستت دارم دیروز بردمت حمام و حسابی همه جای حمام را با رنگ انگشتی و اون انگشتای قشنگت برام نقاشی کردی بعد از حمام کردن هم نشستی و کارتون تماشا کردی و آخرش هم بازی با پرده که عاشق اینکار هستی منم دلم نیامد ازت عکس نگیرم خوشکل من ، زنده باشی ایشااله . . . اولش از این مارمولک میترسیدی الان شده دوستت روح منی  ، جان منی  تمام ثانیه هام مــــــــــــــــــــــــــــال تو   ...
8 آذر 1392

تماشای تلویزیون ـ 5 آذر 92

  سلام به گلم به عسلم به تموم زندگیم به  نفسم  به کوروشم امروز صبح دیدم حوصله بیدار شدن نداری و دوست داری بخوابی منم مزاحمت نشدم و از فرصت استفاده کردم و اومدم تا در وبلاگ چند تا مطلب دیگه بذارم خوشکلم . چند روز قبل که سینا و ستاره آمدند خانه مان ، براتون سی دی نابغه کوچولو ( baby einstein) گذاشتم که خداییش خیلی آموزنده هست و شماها هم حسابی میخ شده بودید و ازمنم دعوت میکردید بیام و باهاتون شعر بخونم... دوستت دارم نفسم   دوستت دارم امیدم  دوستت دارم   پسرم ...
6 آذر 1392

اولین مسافرت کوروش - بوشهر آبان 92

اولین مسافرت کوروش - بوشهر ١٦تا١٨آبان 92 کوروش در شرکت جوان ( شرکت دوست بابایی ) کوروش و آبا ( به قول کوروش ) کوروش و دریا کازرون ( در راه برگشت ) پسرم چقدربهمون خوش گذشت ولی حیف که بابایی کار داشت و باید زودتر برمیگشتیم . انشااله سفرهای دیگه با تو که عشق مامان و بابایی هستی   ...
18 آبان 1392

گردش در اولین روز بارانی - 12 آبان 1392

  مثل باران زیبا و دوست داشتنی باش سلام پسر گلم دیروز اولین باران زیبا در شیراز باریدن گرفت و نزدیک ظهر بابایی زنگ زد به ما و عمه سانازی و گفتش آماده بشیم که هم ناهار برویم بیرون و هم میخواست به شما باران را نشان دهد . کوروش مشغول دویدن در پارک کوروش و بابایی زیر چتر کوروش و عمه ساناز کوروش در کنار دریاچه پارک ، مشغول دیدن مرغابی ، اردک و قوها ستاره کوچولو و آرام ...
12 آبان 1392

جشن تولد 1سالگی کوروش - 9 آبان 1392

            سلام عشق مامان، تولد ت مبارک خوشکلم ، انشااله 120 ساله باشی و همیشه شاد باشی پسرگلم بالاخره جشن تولد یکسالگی ات را برگزار کردیم ، چون 22 آبان روز تولد ت همزمان شده بود با تاسوعا ، من و بابایی تصمیم گرفتیم که جشن تولد ت را زودتر برگزار کنیم که شکر خدا همه چیز خوب و عالی برگزار شد البته از روز قبلش متوجه شدم یکی دیگه از مرواریدهای خوشکلت دارن درمیان و خیلی خدا خدا کردم توی جشن بداخلاقی نکنی که البته بداخلاق نبودی ولی خوب خیلی هم نخندیدی . . . تم جشن تولد ت خرس پوه بود چون عروسک این شخصیت را خیلی دوست داری و من و بابایی تم تولد ت را خرس پوه ...
10 آبان 1392

پشمک خوردن کوروش در آبان 92

عزیزم چند روز قبل بابایی برای تو و سینا پشمک خرید که البته سینا به همه تعارف کرد و تو هم تا می دیدی ما داریم پشمک میخوریم مثل اینکه چندشت میشد میگفتی نه نه یعنی شما هم نخورید و اصلا نخوردی . . . تا اینکه چند روز بعدش پشمکت را برات آوردم که حسابی خوشت آمده بود و دوست داشتی و مجبور شدم بسته را از جلوت بردارم ترسیدم توی گلوت بچسبه ولی خیلی بامزه میخوری و من و بابایی هم کلی ذوقت را کردیم موش موشک . قربون پشمک خوردنت برم . . . . برای تو که همه چیز منی برای تو که جای نداشته های منی ...
2 آبان 1392