کوروش نفسمکوروش نفسم، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

قشنگ ترین نفس دنیا

روزجهانی کودک - مهر92

روز جهانی کودک بر تمامی کودکان جهان مبارک باد Happy Children’s Day to all the world’s children روز 16 مهر برابر با 8 اکتبر روز جهانی کودک نام دارد. کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید عروسک مامانی ، ای همه دنیای من ، روزت مبارک این روز را به تو و همه بچه های گل تبریک میگم موشم . بچه ها وقتی که بازی میکنید قلب من هم باشما پر می کشد توی خانه، توی کوچه ، در کلاس هر کجا درجمعتان سر می کشد آرزوی هرشب وروز م...
17 مهر 1392

کوروش درآشپزخانه - 12 مهر 92

سلام مرد کوچولوی من   امروز از صبح همش در آشپزخانه کنار مامان بودی و فکر میکردی خیلی داری به من کمک میکنی عزیزدلم ، البته وقتی تصمیم داشتم آب هویج برات بگیرم دستت را بردی بالا یعنی بغلت کنم و منم نشاندمت کنار پنجره روی کابینت و چند تا عکس ازت گرفتم موش مامانی . . . پسرم نور چشمم همیشه یاور من دوستت دارم    ...
12 مهر 1392

شکلات خوردن و بازی کوروش در سینک ظرفشویی - 9 مهر92

عروسک شکلاتی من   عروسکم امروز حسابی با شکلات خوش گذروندی و تا میتونستی خوردی ، نوش جان پسرم   بعد از شکلات خوردن بردمت تو آشپزخانه تا دست و دهنت را بشورم که خواستی آب بازی کنی که . . . عاشق این خنده هاتم که لبهات را باز نمیکنی و میخندی ماشااله ...
9 مهر 1392

اول مهر بازگشایی مدارس

باز آمد بوی ماه مدرسه - بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر ماه مهربان - بوی خورشید پگاه مدرسه از میان کوچه های خستگی - می گریزم در پناه مدرسه باز می بینم ز شوق بچه ها - اشتیاقی در نگاه مدرسه زنگ تفریح و هیاهوی نشاط - خنده های قاه قاه مدرسه باز بوی باغ را خواهم شنید - از سرود صبحگاه مدرسه روز اول لاله ای خواهم کشید - سرخ بر تخته سیاه مدرسه قیصر امین پور سلام مامانی اول مهر رفتیم مدرسه سینا و برای رفتن به کلاس اول از طرف شمابهش یک کره آموزشی دادیم . فردای اون روز را هم رفتیم در مدرسه ریحانه که اون کلاس دوم هست ولی مدرسه اش را عوض کرده به اون هم کره آموزشی بازم از طرف شما هدیه ...
1 مهر 1392

برگشت بابایی از مسافرت - 31 شهریور92

سلام کوروشم ، عزیزم ، نفسم بابایی وقتی متوجه شدند که خیلی بی تابی می کنی و همش داری تو خونه دنبالش میگردی سفرش را کوتاه کردند و زودی برگشت و شما هم که تا ساعت 1 شب بیدار بودی وقتی بابایی را دیدی پریدی تو بغلش و دیگه پایین نمی آمدی . اینجا هم دیگه طاقت نیاوردی و خوابیدی عااااشـــــق صــــــورتتم ...
31 شهريور 1392

مسافرت رفتن بابایی - 29 شهریور 92

سلام عشقم امشب من و تو تنها بودیم و بابایی رفته بود مسافرت کاری ،  به نظرم خیلی ساکتی و حتی زود خوابیدی با وجودی که وقتی بابایی خونست اگر زود بخوابی حتما بیدار میشی و یکساعتی با بابا بازی میکنی و صورتت را به صورتش میکشی و خلاصه . . . بعد میخوابی . تو که میخوابی دنیا هم میخوابد... و معصومیتت هزار برابر میشود... اصلا تو میشوی معصومیت محض وعطر معصومیتت همه جا را پر میکند... انقدر این لحظه را دوست دارم که میخواهم زمان در همان لحظه بایستد و من سیر تماشایت کنم خوابت را،خواب یک فرشته را چه نازنین و دلنشین میخوابی راستی...چشمهایت...همانهایی که عاشقشان هستم...حتی وقتی که بست...
29 شهريور 1392