کوروش نفسمکوروش نفسم، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

قشنگ ترین نفس دنیا

تقدیم به پسرم - مرداد 1392

تقدیم به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه من است. از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب تر شد که دنیای من شدی همیشه بدان که تا بیکران عشق عاشقانه دوستت دارم... پسرم وقتی صدای خنده های تو در قلب این خانه می پیچد از بودنت خدای را هزاران مرتبه شکر میکنم ، وقتی با تمام وجودت میگویی ماما ، جانم را زیر قدمهای کوچکت پهن میکنم و با تمام وجودم میگویم جانم عزیزم ، وقتی آن دستان کوچک صورت من را نوازش میکند من از خود بیخود میشوم و در آسمانها سیرمیکنم . ...
11 مرداد 1392

بهشت زیر پای مادران ـ 92

مادرم ميگفت تا مادر نشوی حس آن را نداني اي فرزندم و چه كودكانه پرسيدم من : كه چرا بهشت زير پاي توست؟ ياد دارم كه چقدر او خنديد سپس او گفت: بهشت هديه اي بود از خدا بر من وقتی تو را در دل داشتم بهشت در دستانم بود و تو در جانم و روزی که تو چشم به جهان گشودی بهشت را با تمام بزرگی بر زمین نهادم و تو را عاشقانه در آغوش کشیدم فرزندم آری برای همین است که می گویند بهشت زیر پای مادران است... ♥♥♥♥♥ عاشقانه دوستت دارم فرزندم ...
29 بهمن 1392

ساندویچ خوردن کوروش - 7 مرداد 92

سلام عروسک مامان ، خوشمزه من این روزها خیلی ازکارهایی که میکنی شیرین تر شده و خیلی موقعها تا میخوام ازت عکس بگیرم دیر شده و صحنه حساس را از دست دادم اما دیروز رفتیم از بیرون ساندویچ گرفتیم وآمدیم خانه که بخوریم وقتی آمدیم اولین ساندویچی که از توی نایلکسش درآوردم شما از من گرفتی و بدون هیچ معطلی شروع کردی به خوردن قربونت برم ، منم که تا این کارت را دیدم چند تا عکس ازت گرفتم ، خوشکلم . نوش جان پسرم  خدایا ازت هزار بار متشکرم   ...
7 مرداد 1392

کارهای 8 مین ماهگرد - 29 تیر 92

نفسم بازم تولد 8 ماهگیت مبارک 120 ساله بشی انشااله کارهای 8 مین ماهگردت ا ین روزها همش پشت سرهم میگی بابا ، به به ، مامان ، با. . . با و خلاصه از شنیدن صدات کلی ذوقت میکنم و حسابی میچلونمت قربونت برم . تازگی ها هم وقتی هرچیزی میخوری مخصوصا میوه که عاشقشی ، میای و بزور میخوای بکنی تو دهان من و بابایی و به اصطلاح خودت داری تعارفمون میکنی ، ما هم یعنی داریم میخوریم و ازت تشکر میکنیم تا دست از سرمون برداری وگرنه امکان داره همین جوری بخوای به ما تعارف کنی قربون برم که مهربون و دست دلوازی پسرم . و قتی آب می خوای میگی : مامان آبه به منم بهت آب میدم ، وشما هم بعد از خوردن بلافاصله دستت میرود توی لیوان . وقت...
30 تير 1392

پرنده های کوروش

پرنده های قفسی ، عادت دارند به بی کسی عمرشون رو بی هم نفس ، کز می کنند کنج قفس نمی دونن سفر چیه ، عاشق در به در کیه هرکی بریزه شادونه ، فکر می کنن خداشونه چند روز پیش رفتیم داخل اتاق که به پرنده هات ( فنج ) سری بزنیم دیدیم به خاطره شکستن شیشه پنجره یه جفت قمری اومدند و روی قفس فنج ها لانه کردند و همه چوبهایی که آوردند ریخته داخل قفس ، خلاصه یک بشقاب سفالی گذاشتیم و چوبها را گذاشتیم داخلش و قفس فنجها هم حسابی مرتب شد . امروز که رفتم یک سری بهشون بزنم دیدم بله قمری ها تخم گذاشتند و پرنده های تو که یه جوجه داشتند هم مجدداً سه تا تخم گذاشتند ، دیدم حیفه این صحنه را وقتی بزرگ شدی نبینی زود دورب...
25 تير 1392

کوروشم عاشقتم

هر روز بیشتر عاشقت میشوم و هر روز فکر میکنم امروز نهایت عشق است اما . . . فردا می آید و من خدا را سپاس میگویم از این نعمت عظیم . . . نعمت مادر بودنم شیرخواره من ،شیره جانم هزاران بار به کامت باد لحظه ایست آن لحظه ، آن لحظه که مرا با تمام وجود نازنینت طلب میکنی اینها همه برای تو احساس پاک مادرانه است و بس صبحگاه . . . شنیدن آوازی از کلمات شیرینت ، لبخند مهربانت ، هر روز بالیدنت ، هم بازی شدن با تو اینها برای من تکرار نشدنی است خدایا بچشان به آنهایی که آرزویش را دارند نگهبانش باش مهربانم . . . آمین ...
22 تير 1392

کوروش و بالکن خانه - 20 تیر1392

پسرگلم الهی قربون این همه شیرین کاریتات برم . از موقعی که گاگله کردن را یاد گرفتی هیچ جای خانه از زیر قدمات در امان نیست و به همه جا یک سرکی می کشی ، امروز هم وقتی پنجره اتاق را بازکردم شما در بالکن با گلدانهای بابا حسابی خوش میگذراندی و داشتی همه را برای بابا هرس میکردی عزیزم ، منم که این صحنه را دیدم فقط ازت عکس گرفتم خوشمزه من . ...
20 تير 1392