کوروش نفسمکوروش نفسم، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

قشنگ ترین نفس دنیا

اول مهر بازگشایی مدارس

باز آمد بوی ماه مدرسه - بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر ماه مهربان - بوی خورشید پگاه مدرسه از میان کوچه های خستگی - می گریزم در پناه مدرسه باز می بینم ز شوق بچه ها - اشتیاقی در نگاه مدرسه زنگ تفریح و هیاهوی نشاط - خنده های قاه قاه مدرسه باز بوی باغ را خواهم شنید - از سرود صبحگاه مدرسه روز اول لاله ای خواهم کشید - سرخ بر تخته سیاه مدرسه قیصر امین پور سلام مامانی اول مهر رفتیم مدرسه سینا و برای رفتن به کلاس اول از طرف شمابهش یک کره آموزشی دادیم . فردای اون روز را هم رفتیم در مدرسه ریحانه که اون کلاس دوم هست ولی مدرسه اش را عوض کرده به اون هم کره آموزشی بازم از طرف شما هدیه ...
1 مهر 1392

برگشت بابایی از مسافرت - 31 شهریور92

سلام کوروشم ، عزیزم ، نفسم بابایی وقتی متوجه شدند که خیلی بی تابی می کنی و همش داری تو خونه دنبالش میگردی سفرش را کوتاه کردند و زودی برگشت و شما هم که تا ساعت 1 شب بیدار بودی وقتی بابایی را دیدی پریدی تو بغلش و دیگه پایین نمی آمدی . اینجا هم دیگه طاقت نیاوردی و خوابیدی عااااشـــــق صــــــورتتم ...
31 شهريور 1392

مسافرت رفتن بابایی - 29 شهریور 92

سلام عشقم امشب من و تو تنها بودیم و بابایی رفته بود مسافرت کاری ،  به نظرم خیلی ساکتی و حتی زود خوابیدی با وجودی که وقتی بابایی خونست اگر زود بخوابی حتما بیدار میشی و یکساعتی با بابا بازی میکنی و صورتت را به صورتش میکشی و خلاصه . . . بعد میخوابی . تو که میخوابی دنیا هم میخوابد... و معصومیتت هزار برابر میشود... اصلا تو میشوی معصومیت محض وعطر معصومیتت همه جا را پر میکند... انقدر این لحظه را دوست دارم که میخواهم زمان در همان لحظه بایستد و من سیر تماشایت کنم خوابت را،خواب یک فرشته را چه نازنین و دلنشین میخوابی راستی...چشمهایت...همانهایی که عاشقشان هستم...حتی وقتی که بست...
29 شهريور 1392

رفتن کوروش به اولین عروسی - 24شهریور92

سلام عشق مامانی یکشنبه 24 شب رفتیم عروسی رها جون (دخترآقا فریدون و شهین خانم ) ، و تو حسابی عشق کردی و با آهنگها میرقصیدی و همش میخواستی بروی بالای سن و با همه برقصی . خلاصه از همه چیز لذت میبردی و تعجب میکردی حتی از لامپهای تزینی که مدام تغییر رنگ میدادن . عروسکم روز قبلش رفتیم من و بابایی برات پیراهن مردانه و کمربند و کفش خریدیم و توی عروسی کسی نبود که بهت نگه ماشاله ،حتی عروس و داماد هم کلی بغلت کردند و داماد میگفت این دوست منه ، این خوش تیپ منه ، ماشااله پسرم هزار ماشااله قربونت برم که اینقدر خوبی خدا را هزاران مرتبه شکر یکسری عکس برات میذارم ولی خیلی از عکسها را به دلیل اینکه با اقوام و مامان گرفتی نمیتونم بذارم خوشکلم . ...
28 شهريور 1392

کوروش در فرگاز - 26شهریور92

سلام کپل مامان ا ی ن روزها ماشااله خیلی وروجک وخوشمزه شدی و دلم میخواد قورتت بدم کپلم . دیروز داشتم برات بیسکویت درست میکردم وقتی در فر را بازکردم و رفتم سینی بیسکویت ها را بیارم تو رو دیدم که داری سعی میکنی بری داخل فر ، از تعجب خنده ام گرفته بود موش مامان بیسکویت های مامانی     ...
26 شهريور 1392

10 مین ماهگرد+ بازی در پارک ـ 22 شهریور 92

  10مین ماهگرد نفس زندگیمان مبارک هزاران بار خوش آمدی به زندگی ما  از مهمترین کارهای این ماهت اینه که خیلی ناز میکنی و برامون لوس میشی موش مامان بازی کردن کوروش در هرجا . . . و جمعه ای که برای ناهار با کل خانواده رفتیم پارک جنت و حسابی خوش گذشت و به تو هم حسابی خوش گذشت اینم آخر شب و کوروش . . . خسته نباشی مامان ...
22 شهريور 1392

پیک نیک یکروزه به سپیدان -شهریور 92

به به چه هوایی هفته قبل با پدرجون ، مادرجون ، دایی و خاله رفتیم سپیدان ؛ خیلی خیلی بهمون مخصوصا به تو خوش گذشت ، خصوصا اینکه اونجا رودخانه داشت و شما هم که آب را دیده بودی عشق کردی عروسکم . . .  قربون مرغابی خودم برم که عاشق آبه ...
20 شهريور 1392

عشق مامانی و بابایی هستی کوروشم

الهی قربونت برم گل پسرم خیلی دوستت داریم   عشق مامانی و بابایی هستی کوروشم                                                         دلت شاد و لبت خندان بماند برایت عمرجاویدان بماند خدارا میدهم سوگند برعشق هرآن خواهی برایت آن بماند ...
19 شهريور 1392