پرنده های کوروش
پرنده های قفسی ، عادت دارند به بی کسی
عمرشون رو بی هم نفس ، کز می کنند کنج قفس
نمی دونن سفر چیه ، عاشق در به در کیه
هرکی بریزه شادونه ، فکر می کنن خداشونه
چند روز پیش رفتیم داخل اتاق که به پرنده هات ( فنج ) سری بزنیم دیدیم به خاطره شکستن شیشه پنجره یه جفت قمری اومدند و روی قفس فنج ها لانه کردند و همه چوبهایی که آوردند ریخته داخل قفس ، خلاصه یک بشقاب سفالی گذاشتیم و چوبها را گذاشتیم داخلش و قفس فنجها هم حسابی مرتب شد .
امروز که رفتم یک سری بهشون بزنم دیدم بله قمری ها تخم گذاشتند و پرنده های تو که یه جوجه داشتند هم مجدداً سه تا تخم گذاشتند ، دیدم حیفه این صحنه را وقتی بزرگ شدی نبینی زود دوربین آوردم و عکشون را گرفتم که برات میذارم .



و اینهم بعداز چند روز . . . ![]()

چه می دونند به چی می گن ستاره
چه می دونند دنیا کیا بهار
چه می دونند عاشق می شه چه آسون ، پرنده زیر بارون
تو آسمون ندیدن ، خورشید چه نوری داره

چه می دونند دنیا کیا بهار
چه می دونند عاشق می شه چه آسون ، پرنده زیر بارون
تو آسمون ندیدن ، خورشید چه نوری داره

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پرنده های کوروش
