کوروش نفسمکوروش نفسم، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

قشنگ ترین نفس دنیا

عید قربان مبارک ـ تولد سینا ـ 24 مهر 92

عید قربان و تولد سینا گلی هم مبارک  دیروز عیدقربان بود و ما صبح رفتیم خانه پدر بزرگ مامانی و بابایی ( خدا بیامرز ) و بابایی براساس هماهنگی با فامیل یک گوسفند برای قربانی خریده بود که بعدش . . . عصر هم تولد سینا ( پسرعمه ات ) بود و ما زودی برگشتیم خانه و بعدش هم رفتیم مراسم تولد و برای سینا تو یک تفنگ آبی چند لیتری خریدی که حسابی خوشش اومده بود ، در ضمن مامانی هم براش ژله آکواریوم درست کرده بود که به همه معرفی میکرد و میگفت این هنرنمایی زن دایی ام هست و خلاصه کلی من را شرمنده خودش کرد که اینقدر دوستم داره و البته شما هم درتولد حسابی وسط بودی بین این بادکنک ها و همه عاشق تو بودند عروسکم . بابایی و...
24 مهر 1392

ژله خوردن بامزه کوروش - 23 مهر 92

سلام موش موشکم . . .  روزقبل از تولد سینا ( البته تولد سینا 10 آذر هست ولی به خاطر اینکه ماه محرم و صفر توی آبان و آذر هست تولد را زودتر گرفتند ) به مناسبت تولدش براش ژله رنگین کمان درست کردم و قبل از اینکه بهشون تماس بگیرم تا از طبقه پایین بیایند بالا ، ژله را آوردم تا نشان بابایی بدم و شما هم دستت را به طرفش دراز کردی ، منم بهت گفتم مامانی دست نزنی تا عمه ها و سینا بیان و رفتم زنگ بزنم وقتی برگشتم دیدم پسرم حتی انگشتش به ژله نخورده بود ولی . . . خودتان ببینید   بگردم دورت قربونت برم عروسکم   ...
23 مهر 1392

11 ماهگرد پسرم - 22مهر92

سلام خوشکلم ، نفسم ، امیدم   به 11 ماهگی خوش آمدی عزیزم خیلی دوستت داریم کارهای کوروش در این ماه . دستش را دراز کرده به جلو و انگشتانش را باز میکنه و میخنده مامان و بابا را خیلی محکم ادا میکنه عاشق اینه که دنبالش بدوی و بازی کنی صورتش را میگذاره روی صورتمان یعنی بوس روی شکم میخوابه استکان را با یک دست میگیره و فکر میکنه توش چایی هست و میخوره با احساس وقتی میخواد برقصه دور خودش میچرخه اینم حالات مختلف پسرم در این ماه ...
22 مهر 1392

آرایشگاه رفتن کوروش برای سومین بار - 19 مهر 92

کوروش نگو یه دسته گل تر و تمیز و تپل و مپل روز جمعه با بابایی رفتیم آرایشگاه ، البته من دم در بودم که بعد از کوتاه کردن موهات تو را بگیرم و بعدش بابایی موهاش را کوتاه کنه ، خوشکلم کلی عوض شدی البته راستش کمی پشیمان شدم چرا گفتم بری موهات را کوتاه کنی ولی از طرفی وقتی دیدم همش موهات میاد توی چشمات و عاجز شدی این تصمیم را گرفتیم . ولی بیخیال هفته دیگه مراسم تولدت هست بد هم نشد که حسابی تغییر کردی موش مامان . کوروش قبل از آرایشگاه کوروش بعداز آرایشگاه الهی قربون رانندگی کردنت و ژست گرفتنت برم ...
20 مهر 1392

فراهم کردن وسایل تولد کورورش - 19 مهر92

عشق مامانی و بابایی هستی دیگه . . .      با کمی تاخیر آمدم به خاطراینکه با بابایی تصمیم گرفتیم تولدت را یک 20 روزی جلوتر بگیریم چون ماه محرم هست و تاریخ تولدت با تاسوعا یکروز میشود ، منم که آمادگی نداشتم حسابی مشغول لیست کردن و خرید و درست کردن وسایلت هستم البته اگر شما هم همکاری کنید و انشااله وقتی کامل آماده شد در وبلاگت میذارم . این روزها همش کف دستت را به دهانت میزنی وصدای او او او درمیاوری و حسابی خوشمزه بازی درمیآوری .  چند تا عکس ازت گرفتم برای کارت دعوت و فلش راهنما و . . . که حیفم اومد برات نذارم . پسرم کاشکی از سایه غم همیشه آزاد باشی ( انشااله ) ...
19 مهر 1392

روزجهانی کودک - مهر92

روز جهانی کودک بر تمامی کودکان جهان مبارک باد Happy Children’s Day to all the world’s children روز 16 مهر برابر با 8 اکتبر روز جهانی کودک نام دارد. کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید عروسک مامانی ، ای همه دنیای من ، روزت مبارک این روز را به تو و همه بچه های گل تبریک میگم موشم . بچه ها وقتی که بازی میکنید قلب من هم باشما پر می کشد توی خانه، توی کوچه ، در کلاس هر کجا درجمعتان سر می کشد آرزوی هرشب وروز م...
17 مهر 1392

کوروش درآشپزخانه - 12 مهر 92

سلام مرد کوچولوی من   امروز از صبح همش در آشپزخانه کنار مامان بودی و فکر میکردی خیلی داری به من کمک میکنی عزیزدلم ، البته وقتی تصمیم داشتم آب هویج برات بگیرم دستت را بردی بالا یعنی بغلت کنم و منم نشاندمت کنار پنجره روی کابینت و چند تا عکس ازت گرفتم موش مامانی . . . پسرم نور چشمم همیشه یاور من دوستت دارم    ...
12 مهر 1392

شکلات خوردن و بازی کوروش در سینک ظرفشویی - 9 مهر92

عروسک شکلاتی من   عروسکم امروز حسابی با شکلات خوش گذروندی و تا میتونستی خوردی ، نوش جان پسرم   بعد از شکلات خوردن بردمت تو آشپزخانه تا دست و دهنت را بشورم که خواستی آب بازی کنی که . . . عاشق این خنده هاتم که لبهات را باز نمیکنی و میخندی ماشااله ...
9 مهر 1392

اول مهر بازگشایی مدارس

باز آمد بوی ماه مدرسه - بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر ماه مهربان - بوی خورشید پگاه مدرسه از میان کوچه های خستگی - می گریزم در پناه مدرسه باز می بینم ز شوق بچه ها - اشتیاقی در نگاه مدرسه زنگ تفریح و هیاهوی نشاط - خنده های قاه قاه مدرسه باز بوی باغ را خواهم شنید - از سرود صبحگاه مدرسه روز اول لاله ای خواهم کشید - سرخ بر تخته سیاه مدرسه قیصر امین پور سلام مامانی اول مهر رفتیم مدرسه سینا و برای رفتن به کلاس اول از طرف شمابهش یک کره آموزشی دادیم . فردای اون روز را هم رفتیم در مدرسه ریحانه که اون کلاس دوم هست ولی مدرسه اش را عوض کرده به اون هم کره آموزشی بازم از طرف شما هدیه ...
1 مهر 1392

برگشت بابایی از مسافرت - 31 شهریور92

سلام کوروشم ، عزیزم ، نفسم بابایی وقتی متوجه شدند که خیلی بی تابی می کنی و همش داری تو خونه دنبالش میگردی سفرش را کوتاه کردند و زودی برگشت و شما هم که تا ساعت 1 شب بیدار بودی وقتی بابایی را دیدی پریدی تو بغلش و دیگه پایین نمی آمدی . اینجا هم دیگه طاقت نیاوردی و خوابیدی عااااشـــــق صــــــورتتم ...
31 شهريور 1392